تبلیغات منو تنها نذار
نویســــندگان :
◊ فرزانه (14)
موضــــــوعات :
◊ عمومی (14)
آرشـیـــــــــــو :
◊ اسفند 1384 (2)
◊ بهمن 1384 (3)
◊ دی 1384 (3)
◊ آذر 1384 (2)
◊ آبان 1384 (1)
◊ مهر 1384 (3)
لینكســــــــتان :
◊ یاس کبود وحشی
◊ شعر داستان مقاله و جوانان کل دنیا
◊ عاشقتم عشق من
◊ سرزمین های سبز شمالی
◊ دنیای عشق
لینكــــــــدونی :
جستجـــــــــــو :
خبرنامــــــــــه :
نظر سنجــــــــی :
آمار وبــــــــــلاگ :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تمامی حقوق مادی و معنوی این قالب برای میهن بلاگ محفوض میباشد
طراح و سازنده : علیرضا عسگری
درد دل یک عاشق :[عمومی , ]

به آسمون نگاهی كن
دیگه ستاره نداره
صدای قلبمو ببین
دیگه صدایی نداره
به این دلم نگاهی كن
عكس تو رو كشیده باز
از رسم روزگار خود
چه غصه ها كشیده باز
گفتیم تا آخر می مونیم
تا آخر قصه ی عشق
اما نصیبمون چی شد ؟
تنها ، غم و غصه ی عشق
من نمی گم خودت بگو
آخر دنیا كی میشه ؟
بازی روزگار اینه ؟!
این بازی هم تموم میشه ؟
گناه این دل چی بوده ؟
عاشق و بیقرار شده
تنها شده دوباره دل
آخره دنیا كی شده ؟؟؟
تو آسمون تاریكم
مهتاب دیگه نور نداره
بی كس و تنها و غریب
شوقی به موندن نداره
عكس چشاتو می بینم
به هر طرف نگاه كنم
دلم می خواد همیشه باز
جون و دلو فدات كنم
برای هر كی آدمی !
برای من آسمونی
خودت می دونی حرفامو
اما نمی خوای بمونی ؟؟؟
شاید كه تقصیر منه
گناه این دلم چی بود ؟
دلت برام تنگ نمیشه ؟
ای هستی و ای تار و پود !
تا كی باید اشك بریزم ؟
قسمت این دل چی میشه ؟
می خوای فراموشت كنم ؟
اما می دونی نمیشه !
چاره ی این دل غریب
با غم و غصه ، سازشه
بی تو ، تموم زندگیم
تو لحظه ای فنا میشه !
خودت می خواستی بمونم
ترانه و شعر بخونم
گوش كن به حرف این دلم
قصه برات نمی خونم !
فكر نكنی می خوام برم
زیاده طاقت دلم
عاشق و دیوونت منم
پنهونه اشكهای دلم
بدون ! یه عاشق غریب
چشم انتظارت می مونه
باز دوباره عاشقی رو
برای قلبت می خونه
بدون ! نگاه مست تو
آتیش به قلبم میزنه
اون حرفای قشنگ تو
دلم رو آسون می بره
ناز نگاه چشماتو
چرا تو پنهون می كنی ؟
مگه می خوای دل منو !
از تو دلت بیرون كنی ؟؟؟
خسته شدی از دل من ؟
نمی خوای عاشقت باشم ؟
پرنده ای بشم برات
نخونده مهمونت باشم ؟
شاید كه اینجور نباشه
من اشتباه حالیم شده !
اسم قشنگ و ناز تو
تموم زندگیم شده !
قسم به چشم مست تو
همیشه با تو می مونم
حكایت عشقتو باز
برای عالم می خونم
بیا با عشق پاكمون
غصه ها رو دوا كنیم !
همیشه عاشق بمونیم
به عهدمون وفا كنیم !
نوشته شده در شنبه 6 اسفند 1384 و 12:02 ب.ظ توسط فرزانه
ویرایش شده در - و -
مهربونی کن نرو :[عمومی , ]
مهربونی كن نرو تنهام نذار ، تنها نرو بی تو می میرم نرو مهربونی كن نرو تا تو زبون تر می كنی میگی ولی قهر می كنی حال منه دیوونتو از پیش بدتر می كنی نرو ، نرو مهربونی كن نرو از عشق تو دم می زنم دنیا رو بر هم می زنم مهر دل دیوونمو بر فرق عالم می زنم از عشق تو دق می كنم مد اسم عاشق می كنم من كار عاشق پیشگی جای شقایق می كنم من از همه عاشق ترم از حال مجنون بدترم سر تا سر این قصه ها از خسرو و شیرین سرم از زندگیم بیرون نرو از قلب این مجنون نرو بی تو می میرم بی تو می میرم نرو مهربونی كن نرو
نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند 1384 و 01:02 ق.ظ توسط فرزانه
ویرایش شده در پنجشنبه 4 اسفند 1384 و 01:02 ق.ظ
تمام زندگی ام برای تو :[عمومی , ]

نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1384 و 02:02 ق.ظ توسط فرزانه
ویرایش شده در - و -
عشق زیباست :[عمومی , ]
عشق زیباست اما غم دارد عشق زیباست اما دل را می سوزاند عشق زیباست اما نفسهای خسته ، دیگر تاب تحمل غمش را ندارد عشق زیباست اما دیوانگی هم عالمی دارد عشق تار و پود شكسته قلب را جلا می دهد عشق قلب بیقراری را طوفانی می كند عشق تنها امید قلب یك عاشق است عشق مقامی بس عظیم و والا دارد عشق معنای تمام زندگی یك عاشق است عشق دل را بیقرار می كند و چشم را گریان چشم هایی كه برای عشق ، اشك می ریزند ، بسیار مقدس هستند عشق صدای تیك تاك قلب عاشق است قلبی كه هر لحظه احساس می كند در حال خاموش شدن است عشق صدای نبض زندگی است زندگی و دار و ندار یك عاشق ، در عشقش خلاصه می شود ای كاش معنای واقعی عشق را درك می كردیم ای كاش هر لحظه ای با عشق نفس می كشیدیم ای كاش فاصله ها را با رنگ زیبای عشق ، زیباتر می دیدیم ای كاش عشقی وجود داشت كه هیچگاه از بین نمی رفت ای كاش تمام عشقهایمان جاودان بود و زیبا ای كاش زیبایی و پاكی عشق را درك می كردیم عشق زیباست به زیبایی و پاكی یك نگاه ساده عشق مقدس است به تقدس یك قلب عاشق و شیدا عشق تكان دهنده است حتی اگر یك عشق خیالی باشد حتی اگر سكوتی بس عظیم در آن نهفته باشد عشق زیباست حتی اگر تنها یادگار از عشق ، حسرت جدایی باشد عشق دوست داشتنی است حتی اگر زیر بار غم عشق ، شكسته شویم عشق مقدس است حتی اگر رویایی بیش نباشد ای كاش می شد حرف یك عاشق رااز نگاهش خواند و صدای قلب بیقرارش را شنید عشق را دوست دارم حتی اگر عاشق بودنم جرمی بیش نباشد و عشق صدای فاصله هاست
نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن 1384 و 01:01 ق.ظ توسط فرزانه
ویرایش شده در یکشنبه 9 بهمن 1384 و 01:01 ق.ظ
دل پر خونم ناله ها دارد امشب :[عمومی , ]
چه بگویم از قلب غمگینم كه دردها دارد امشب چه بگویم از چشم گریانم كه اشكها دارد امشب از تو و عشق تو من چه بگویم ای تنها امیدم چه بگویم از دل پر خونم كه ناله ها دارد امشب چه در خواب و چه در رویا ، تموم هستی و دنیا چه بگویم از شمع تاریكم كه سوزها دارد امشب
نوشته شده در شنبه 8 بهمن 1384 و 01:01 ق.ظ توسط فرزانه
ویرایش شده در - و -
:[عمومی , ]
گاهــــی شبـــا گـــریــه كنـــون ، میــام در خــونــه ی تـو داد مــی زنـــم میــــگم منـــم ، عـاشــق دیـوونــه ی تـو میــگم منــم اون كـــه شــده ، اسیـــر مهـــربــونی هـات اون كه یه عمـــره عاشـقه ، به اون همـه لطف و صفــات وقتـــی تـــو ایـــن دنیـــای تـــو ، كـار دلــم گیـر می كنــه حســــادت قلــب منــــــو ، از آدمــــا سیــــر مـــــی كنــه میــــام در خـــونــــه ی تـــــو ، میــــگم بــه فریادم بــرس رو مـــی كنـم به آســـمون ، میـــــگم بــه داد من بــرس آخـــه تـــو محبــــوب منــــی ، عــزیــز مـن ، خوب منـی تــویـی تــویـی خـــدای مــن ، خـــدای بــا صفــــای مـن تــو روحــمی ، تـــو جونــمی ، تو قلبــمی ، تو خونـمی خــدای مهــــربــون مــن ، عشــق تــو تــوی خــون مــن
نوشته شده در دوشنبه 19 دی 1384 و 01:01 ق.ظ توسط فرزانه
ویرایش شده در - و -
:[عمومی , ]
تـــا وقتی هستــی مــاه مــن ، نــگاه به مـــاه نمی كنــم بــذار همــه نــگاش كنـــن ، مـن اشتباه نمی كنــم قســم بــه تــار مــوی تـو ، هــرگز گــناه نمی كنــم پــــری دریـــایــی بیــــاد ، اونـــم نــــگاه نمی كنــم تـــا وقتی هستــی مــاه مــن ، نــگاه به مـــاه نمی كنــم مـــوجــو گــروگـان می گیرم ، میارمــش تـو خونــه فقـــط واســه یــه حــرف تــو ، از نــوع عاشــقونــه مهتـــابــو می دزدم بــــرات ، بــا نقشــه شبـونــه اگـــه بـــدونــم دل تـــو ، میشــه واســـم دیــوونــه تـــا وقتی هستــی مــاه مــن ، نــگاه به مـــاه نمی كنــم بــا گــل یخ تو آسمون ، واست حجله می سـازم تــا تــو ببینــی بـا چشـام ، چقـدر مهمـون نـوازم مـن اشتبــاه نمی كنــم ، هــرگـز گناه نمی كنـم قســم بـه تــار مــوی تـو ، به ماه نگاه نمی كنـم تـــا وقتی هستــی مــاه مــن ، نــگاه به مـــاه نمی كنــم
نوشته شده در یکشنبه 11 دی 1384 و 11:01 ق.ظ توسط فرزانه
ویرایش شده در - و -
:[عمومی , ]
لحظــــه خــداحــافظی به سینـــه ام فشــــردمــت اشـك چشـمام جاری شـد دست خـدا سپـردمـت دل مـــن راضی نبــود به ایـــن جـــدایی نــازنیـــن عـــزیــزم منـــو ببــــخش اگــه یــه وقــت آزردمــت گفتـی به من غصـه نخور ، میــرم و بر می گــردم همســفر پرستــوها می شـــم و بـــر می گــردم گفتی تـو هم مثــل خـودم غمـــگینی از جــدایی گفتی تا چشــم هم بزنی ، میرم و بر می گــردم عــــزیــــز رفتــه سفــــــــر ، كی بـر می گـــردی ؟ چشـــمونم مـــونده به در ، كی بـر می گـــردی ؟ رفتـــی و رفـــــت از چشــــــــام ، نـــور دو دیــــده ز حـــــالـــــم بی خبـــــر ، كی بــر می گــــردی ؟ غمگــــــین تـر از همیشـــه به انتـــظار نشســتم حـــنجـــــره امیـــــدمــو هنــــوز به روم نبـــستـــم پـــرستــــوهای عاشـــق بـه خونشــون رسیــدن امــــا چــــرا عـزیــز دل ، هـــرگـــز تـــو رو نــدیـــدن گفتـی به من غصـه نخور ، میــرم و بر می گــردم همســفر پرستــوها می شـــم و بـــر می گــردم گفتی تـو هم مثــل خـودم غمـــگینی از جــدایی گفتی تا چشــم هم بزنی ، میرم و بر می گــردم عــــزیــــز رفتــه سفــــــــر ، كی بـر می گـــردی ؟ چشـــمونم مـــونده به در ، كی بـر می گـــردی ؟ رفتـــی و رفـــــت از چشــــــــام ، نـــور دو دیــــده ز حـــــالـــــم بی خبـــــر ، كی بــر می گــــردی ؟
نوشته شده در یکشنبه 11 دی 1384 و 11:01 ق.ظ توسط فرزانه
ویرایش شده در - و -